راه هدایت
دوست و دشمن بدانند:اگر از سرهایمان کوه ها بسازند نخواهیم گذاشت فرزندانمان در تاریخ بخوانند" سید علی تنها ماند" 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

سلام. داستان از اینجا شروع شد که:امروز وقتی تو تاکسی نشسته بودم وبه سمت رامسر می رفتم تاکسی توی راه جلوی پای مرده شور شهر ترمز کرد. سوار شد .کمی که راه رفتیم تلفنش زنگ خورد.از کمپ ترک اعتیاد بود. برای پسرش تماس گرفته بودن. بعد از مشاجره تلفن رو قطع کرد وشروع کرد به دادو بی داد کردن.از دست مواد مخدر. برام سوال پیش اومد وذهنم رو دگیر کرد. عشق پدر به فرزندش چقدره. یه پدر چقدر بچه شو دوست داره. چه آرزوهایی براش داره. موندم این مواد مخدر چی به سر بچه هاش آورده که پدرشون میگه اگه مردن انگار سگ مرده . دندان لقی بودن که من کندم وانداختم دور. چی میشه به اینجا میرسه؟..... تو شهرمون زیاد با این موردها مواجه می شم. هر بار هم دلم می خواد تا اون سازنده و پخش کننده و مصرف کننده رو بگیرم وتیکه پارشون کنم. خدا لعنت کنه باعث وبانی تولید مواد مخدر از ابتدا تا انتها رو.راستش دلم برای این پیر مرد سوخت.هیچ پدری بد بچه شو نمی خواد. خدا میدونه ته دلش چقدر نارا حته از این که مجبور ه این طوری راجع به بچه هاش صحبت کنه. پدری که آسم حاد داره. با کمک هزینه بهزیستی و مرده شوری مخارج زندگیشو تهیه می کنه. این پدر آرزو نداشت عروسی وسر وسامون گرفتن بچه هاشو ببینه............ .

[ ۱۳٩٠/۸/٩ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
حدیث (1) قال على علیه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ کُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنکَرِ إِلاّ کَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق.

نهج البلاغه، حکمت 374

حدیث (2) امام على علیه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنکَرِ لا یُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا یَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لکِن یُضاعِفانِ الثَّوابَ وَیُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما کَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛

امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مى‏کنند و نه از روزى کم مى‏نمایند، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منکر سخن عادلانه‏اى است نزد حاکمى ستمگر.

غررالحکم، ج2، ص611، ح3648

حدیث (3) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .

امالى صدوق، ص‏254

حدیث (4) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

لا یَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا یَنهى عَنِ المُنکَرِ إلاّ مَن کانَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفیقٌ بِما یَأمُرُ بِهِ رَفیقٌ فیما یَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فیما یَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فیما یَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما یَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما یَنهى عَنهُ؛

امر به معروف و نهى از منکر نکند مگر کسى که سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا کند، در امر و نهى خود میانه‏روى نماید و به آنچه امر و نهى مى‏کند، دانا باشد .

بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64

حدیث (5) قال على علیه السلام :

مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ کَیدَهُ؛

هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مى‏بخشد و هر کس نهى از منکر نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مى‏ماند.

کافى،ج2، ص50، ح1

حدیث (6) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى فَإذا لَم یَفعَلوا ذلِکَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَکاتُ، وَسُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَلَم یَکُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَلا فِى السَّماءِ؛

تا زمانى که مردم امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند و نه در زمین یاورى دارند و نه در آسمان.

تهذیب الاحکام، ج6، ص181، ح22

حدیث (7) قال الباقر علیه السلام :

أوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلى شُعَیبٍ النَّبِىِّ إِنّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِکَ مِائَةَ أَلفٍ: أَربَعینَ أَلفا مِن شِرارِهِم وَسِتّینَ أَلفا مِن خیارِهِم فَقالَ: یارَبِّ هؤُلاءِ الشرارُ فَما بالُ الخیارِ؟! فَأَوحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِ: داهَنُوا أَهلَ المَعاصى فَلَم یَغضِبُوا لِغَضَبى؛

خداى تعالى به شعیب پیامبر وحى فرمود که: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر بدکار را، شصت هزار نفر از نیکانشان را. شعیب عرض کرد: پروردگارا! بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود که: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند.

کافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (8) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَن رَأى مِنکُم مُنکَرا فَلیُغَیِّرهُ بِیَدِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِلِسانِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَذلِکَ أضعَفُ الإیمانِ؛

هر کس از شما منکرى ببیند باید با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر دهد، که پائین‏ترین درجه ایمان همین (تغییر قلبى) است.

نهج الفصاحه، ح‏3010
 

حدیث (9) قال الباقر علیه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهیَ عَنِ المُنکَرِ سَبیلُ الأنبیاءِ ، وَمِنهاجُ الصُّلَحاءِ ، فَریضَةٌ عَظیمَةٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ ، وتَحِلُّ المَکاسِبُ ، وتُرَدُّ المَظالِمُ ، وَتَعمُرُ الأرضُ ، وَیُنصَفُ مِنَ الأعداءِ ، وَیَستَقیمُ الأمرُ؛

امر بمعروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و فریضه بزرگى است که دیگر فرایض به واسطه آن بر پا مى‏شود، راه‏ها امن مى‏گردد و درآمدها حلال مى‏شود و حقوق پایمال شده به صاحبانش برمى‏گردد، زمین آباد مى‏شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‏شود و کارها سامان مى‏پذیرد.

کافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (10) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَن أَمَرَ بِالمَعرُوفِ وَنَهى عَنِ المُنکَرِ فَهُوَ خَلیفَةُ اللّه‏ِ فِى الرضِ وَخَلیفَةُ رَسُولِهِ؛

هر کس امر بمعروف و نهى از منکر نماید، جانشین خدا در زمین و جانشین رسول اوست.

مستدرک ‏الوسایل، ج12، ص179، ح13817

حدیث (11) امام على علیه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ کُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنکَرِ إِلاّ کَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق.

نهج البلاغه، حکمت 374

حدیث (12) پیامبر اکرم (ص) :

نَصرُ الْمَظلُومِ وَالْأمرُ بِالْمَعرُوفِ وَالنَّهیُ عَنِ الْمُنکَرِ جِهادٌ؛

یارى رساندن به ستمدیده و امر به معروف و نهى از منکر جهاد در راه خداست.

جامع الأحادیث قمى، ص 125

حدیث (13) امام علی (ع):

مَن تَرَکَ إنکارَ الْمُنکَرٍ بِقَلبِهِ ویَدِهِ ولِسانِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَینَ الْأحیاءِ؛


کسى که منکَر را با قلب و دست و زبانش انکار نکند، مرده‏اى است میان زندگان.

تهذیب الأحکام، ج 6، ص 181

حدیث (14) پیامبر اکرم (ص) :

مَن أمَرَ بِمَعروفٍ فَلیَکُن أمرُهُ بِذلِکَ بِمَعروفٍ.

کسی که امر به معروف می کند باید این کار را به روش خوبی انجام دهد.

کنزالعمل ج552

[ ۱۳٩٠/۸/۳ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

                           به برکت نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم                       سلام.    سلام بر همت و چمران  وباکری .سلام بر علمدار ومیر افضلی وحاج بصیر.سلام بر خلعتبری وشعبانیا ن وکوزه گر سلام بر تفاوت و سلیمان نژاد. سلام بر غیرت و مردانگی. کسی نمی داند در دلم چه می گذرد از زمانی که آن اتفاق افتاده. نمی دانم چه شد اصلا در ذهنم نبود که با چه سخنم را آغاز کنم .نمی دانم شاید برای کلمه ای می خواهم در موردش صحبت کنم کفی جز این ها را پیدا نکردم. نمی دانم چند نفر در این بازار مکافات عمل غیرتشان را گم کرده اند نمی دانم چند نفر فروخته اند نمی دانم چند نفر آزادش کرده اند نی دانم چند نفر معامله کالا با غیرت کرده اند.در روزگاری که انتظار هر چیزی از هر کسی راداری نمی دانم اگر جای من وکاظم باشی وبا آن صحنه   بر خورد کنی چه حالی می شوی؟همین لحظه که دوباره به یادش افتادم افکارم ساکن شد. روز عید فطر بودو با دوستان اتفاقی از ساحلی که عمومی بود گذشتیم وبا صحنه زشتی مواجه شدیم بعد از اینکه با آن صحنه برخورد کردیم دیگر تحملمان تمام شد ودست به اقدام زدیم. بعداز گذشت یک سری ماجرا پدر دختری سعی در توجیه کار دخترش داشت. نمی دانم شاید این یکی فروخته باشد مردانگی اش را که می گفت:دهه شصت استفاده از مانتو در محیط جامعه تازگی داشت وکم کم عرف شد و این قضیه هم مثل همان است.   راستش را بخواهید از آن طرف انتظار هر حرفی را داشتم اما اصلا گمان نمی بردم این قدر بعضی از مرد نما ها پست شده باشند که ناموس و غیرتشان را به حراج گذاشته باشند. کجایی میر افضلی کجایی که ببینی آن ناموسی که به خاطرش جان خود را گذاشتی در کف دستت الآن خودمان داریم دو دستی چوب حراج بر آن می زنیم .  امروزه وقتی حرف از مردانگی زده می شود هر مثل جور وناجوری برایش می آورند الا غیرت.از صحبت های بزرگانمان می فهمم که در زمان های گذشته وقتی اسم از مردانگی برده می شد اولین چیزی که به ذهن می رسید غیرت بود.همان چیزی که باعث شد مردم در برابر ستم شاه ملعون بایستند. همان چیزی که باعث شد صدامی که می خواست سه روزه در تهران باشد بعد از گذشت 8سال  نتوانست از خوزستان عبور کند و خیلی از چیز های دیگر. نمی دانم می خواهیم به کجا برسیم نمی دانم ........ یا علی .اللهم عجل لولیک الفرج

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

                                به برکت نام اعظمت  بسم الله الرحمن الرحیم                            سلام بر دوستان. یادم نمیاد چند وقت از تولد این وبلاگ می گذره.اما فکر کنم یه چند ماهی بشه. ممنون از اونهایی که لطف کردند و سر زدند.وممنون از اونهایی فقط یه بار اونم موقع تولد وب سر زدند وبقیه.  راستش تا الان فکر نکنم جز عده کمی از وجود این وبلاگ خبر داشته باشن.اون هم تقصیر منه چون زیاد به کسی اطلاع ندادم. این وبلاگ وسایر وبلاگ هام دیر به دیر آپ می شه که به خاطر یک سری از مشکلاته.اما مسئله اصلی: من یک وبلاگ دیگه به نام   {به نام خدا برای خدا}دارم که تو بلاگفا زندگی می کنه .به خاطر مشکلاتی که اون سیستم داره وبه خاطر اینکه بتونم یه سرو سامونی به این وب ها بدم چند چیز به ذهنم رسید:1 یک وبلاگ جدید بسازم واین دو وب رو تو هم ادغام کنم.2:از بلاگفا بیام بیرون 3:......... بماند اگه با هرزکدوم از اینا موافقید اعلام  کنید. راستی اگه نظر وانتقادی هم دارید بگید.ممنون یاعلی منتظرم

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ٥:۳٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

سلام. تسلیت عرض می کنم سالروز وفات حضرت خدیجه روخدمت تمامی مخاطبان. یادمه تو دوران مدرسه وقتی زندگینامه حضرت محمد رو بهمون در می دادن خواسته یا ناخواسته ارزش پیامبر مون رو پایین می آوردن.شاید اون موقع درک وفهممون  نمی رسید تا بتونیم واقعییت یک مطلب رو اون جوری که هست درک کنیم.الان که فکر می کنم می بینم آره راستی راستی تو بعضی از کتابامون چیز های نا مربوط زیاد نوشته.تو زندگینامه پیامبر خوندیم که پیامبر گرامی اسلام برای این حضرت خدیجه رو به همسری برگزید چون تاجر بودوثروتمند. و پیامبر برای تبلیغ دین اسلام به ثروتش نیاز داشت.یک جمله می گم ومی خوام یکی به من جواب بده:زمانی که پیامبر می خواست به خواستگاری خدیجه بره سران قریش بهش پول پیشنهاد دادن تا از این کار منصرف بشه اگه پیامبر دنبال پول بود چرا همون پول رو نگرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/     یا علی.

[ ۱۳٩٠/٥/٢٠ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

سلام. فرا رسیدن ماه رمضون تبریک.دیگه گذشت ایام مقصر دونستن شیطان.. یادمون نره الان تو غل و زنجیره .نکنه تو ی این ماه  خدایی نکرده هر خطایی کردیم بندازیم گردن اون چون نیست. پس خودمون کردیم هرچی کردیم. خداییش هم ته همه کارهامون خودمونیم. چون اون فقط وسوسه می کنه این ماییم که عمل کننده ایم. مواظب باشیم الان که اون نیست تا کارها رو گردن اون بندازیم کاری نکنیم که تو ماه رحمت پیش صاحب خونه شرمنده بشیم. یاعلی

[ ۱۳٩٠/٥/۱٦ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

هوا گرمه حتما طبیعیه خودمون با زیر پوش و شلوارک مسافرت بریم ناموس مون با مانتو آستین کوتاه و شلوار کوتاه و....  {طبیعیه هوا گرمه}.   تلوزیون 7تا کانال بیشتر نداره وما انقدر آدم موفقی تو زندگی هستیم که روزی ده پانزده ساعت  وقت اضاف داریم وفقط ماهواره می تونه اونو پر کنه .{چیه خب طبیعیه}. وقتی تو مالشین نشستیموقیافه مردم رو میبینیم که همه تو خودشونن دلمون می سوزه میگیم صدای ظبط رو ببرم بالا تا اون ها از این حال در بیان.{زیاد سخت نگیر طبیعیه} وقتی تو ماشین تنهاییم ویه دختر جوون کنار جاده ایستاده می گیم هوا گرمه بنده خدارو سوار کنیم و واسه اینکه سوار بشه می ریم جلو ومی گیم خانم خوشکله در خدمت باشیم .{بابا طبیعیه  بنده خدا تو آفتاب واستاده}......... یه ذره فکر کنیم به کجا داریم میریم  کجارفت اون زندگی باشرافت.کجا رفقت اون زندگی که عطر خدا تو رگهاش جریان داشت.راستی چندتامون از این همه ناهنجاری راضی هستیم.........  همه اون نوشته های بالا بلا نسبت خودمون . شاید این مطالب رو میشد زیبا تر ارائه داد شرمنده باتوجه به شرایط بهتر از این نمی شد. دوستان اگر تمایل دارند می توانند کاملش کنن. یا علی

[ ۱۳٩٠/٤/۱۱ ] [ ۳:٠٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

سلام. چنوقت پیش یه دوشبی برای نگهبانی از یک کوچه که خونه چند تا مهندس اونجا بود رفته بودم. شب اول اون مهندسی روکه درخواست نگهبان داده بود رو صدا کردم وقتی داشت محدوده نگهبانی رونشون می داد ازش پرسیدم  اتفاقی افتاده درخواست نگهبان دادید؟ یه ذره مکث کرد وگفت نه هیچ مشکلی پیش نیومده.اما من قانع نشدم.کسی که این همه مدت بدون مشکل یه جا زندگی کرده نمی شه که یک دفعه در خواست نگهبان بده.خلاصه آق مهندس رفت خونشو من داشتم قدم میزدم.یه سر تا کنار جاده رفتم.پسر همسایشون که منو دید گفت به خاطر مهندس اومدید.تعجب کردم .گفتم آره.کدوم مهندس رو می گی؟گفت بابا همونی که پرادو داره دیشب رو ماشینش اسید ریختن و چرخاشو پنچر کردن.بله تازه متوجه داستان شدیم.زنگ زدم چندتا از دوستان آمدند تا از تنهایی در بیام.اون شب تا صبح خبری نبود.گذشت تا شب بعد...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بنده من.. کجا دنبال من می گردی من کنارتم پا روی خودت بگذار به من می رسی دوست نزدیکت خدا....
RSS Feed